تاریخیت از منظر هوسرل
هوسرل در دوران بلوغ فکری خویش از دو واژهی آلمانی “Geschichtlichkeit” و “Historizität” برابر «تاریخیت» استفاده کرده است. او احتمالا این واژهها را در نوشتههای ویلهلم دیلتای یافته است. دیوید کار در ترجمهی انگلیسی کتاب «بحران علوم اروپایی»، واژهی “Geschichtlichkeit” را به “historicity” و “Historizität” را به “historical development” («بالندگی تاریخی») ترجمه کرده است. اما هوسرل هیچگاه میان این دو واژه تمایزی قائل نشده است. استفادهای که هوسرل از واژهی «تاریخیت» کرده است با نحوهی استفادهی هیدگر متفاوت است. هیدگر اغلب این واژه را به کار برده است تا نحوهی برخورداری هستی انسان از ظرفیت زیستن زندگانی به طریقهی تاریخی را توصیف کند. اما شواهدی وجود ندارد دالّ بر اینکه هوسرل از این تلقی هیدگر متأثر شده باشد. شاید عکس آن صادق باشد و این هیدگر باشد که در مباحث خویش در دههی 1920 (زمانی که هر دوی آنها مشغول خواندن آثار دیلتای بودند) از هوسرل متاثر شده باشد. به نزد هوسرل، هر جماعت فرهنگیای سیر تاریخی ویژهی خود، یعنی «تاریخیت» خود، را دارد. آدمیان در جماعات، ملل و واحدهای فراملی (همچون «اروپا»، «چین» و بهمانندآن) زیست میکنند. هوسرل در آثار متأخرش از مللی صحبت میکند که «تاریخیت زنده»ای دارند. او همچنین از جوامعی سخن میگوید که از سطوح مختلفی از تاریخیت، یعنی از سطوح مختلفی از بالندگی جمعی، سیاسی و معنوی، برخوردارند. هوسرل بهصراحت مینویسد که «نخسین انسان» وجود ندارد، بلکه خانواده از خانواده پدید میآید و ملت از ملت. ملتها در «موطن» یا «جهانِ وطنی» خود با احساسی نسبت به آنچه آشناست و آنچه غریب و بیگانه است میزیند. فرهنگهای بشری از یک «جانمندانگاری» طبیعی آغاز میکنند که بهموجبآن خودِ طبیعت نیز چونان یک شخص صاحبحیات تجربه میگردد. ادراک اسطورهای جهان، ادراکی جانمندانگارانه است؛ اشیاء بهمثابهی اشیاء محض تجربه نمیشوند. برای مثال، [در این دوران] تصور بر آن بود که مردگان به سکونت خود در جهان ادامه میدهند. مرحلهی دومِ تاریخیت با پیشرفت علم که نگرش نظری را ممکن میگرداند فرامیرسد. هوسرل در متنی متعلق به نوامبر 1934، از تفاوت میان فرانسویان، آلمانیها یا دیگر ملل—که نسبت به تاریخ و طریقهای که به «اشخاص والامرتبهتر» تبدیل شدهاند آگاهی دارند—و مردمان پاپوا—که بهبیانصریح از هیچگونه زیستنامه یا تاریخ زندگی یا «تاریخ خلایق»ی برخوردار نیستند—سخن میگوید. زیست معنوی دایرمدار سنت است.
ترجمه از
Moran Dermot & Cohen Joseph. 2012, G, The Husserl Dictionary, Continuum, p. 145-146.
کلمات کلیدی: هوسرل، تاریخیت، هیدگر، دیلتای